X
تبلیغات
رایتل

پدرش، با همه سخت گیری ها و اخلاقای خاصی که دارن، یه ویژگی بارز هم دارن اونم اینه که سختگیر نیست!!! اهل یه سری از آداب و سختگیری ها نیست...مخصوصا در رابطه با خودشون...مثلا اگه مهمان داشته باشه، و کمی خسته بشه ازشون خیلی راحت عذرخواهی میکنه و میره طبقه ی پایین توی اتاق خودش...یا مثلا یه بار اومدن پشت من نشستن، من تغییر پوزیشن دادم که پشتم بهشون نباشه گفت بشین بابا این فکرا و اخلاقا خرافاته!! مثلا تو اخلاقت با من خوب نباشه ولی بهم پشت نکنی این چجور احترام گذاشتنه!

یا وقتی داشتیم میرفتیم توی عید سفر، خواستن قسمتی از مسیر رو با ما بیان، من میخواستم عقب بشینم باز همون جمله رو گفت که این کارا و اخلاقای مزخرف عهد بوقه بابا ماشین عقب جلو نداره که!!

یا مثلا وقتی عید تموم شد و خیلی جاها نتونسته بودن برن عید دیدنی میگفت حالا مهم نیس، سرفرصت میریم و عذرخواهی میکنیم. برعکس بابای من که همممممممه ی آدما رو باید توی همون یکی دو روز اول عید بره سر بزنه و اگه بشه روز سوم یعنی که خیلی بی احترامی شده به اون آدم و با کلی شرمندگی میره خونشون!!

 بابای من به شددددددت به احترامای این مدلی و یه سری آداب های مهمانی پایبنده! مثلا من هیچ وقت یادم نمیاد مهمان اومده باشه خونمون و من حتی چندثانیه دیرتر رفته باشم بیرون و سلام علیک کرده باشم! توی هر شرایطی که باشیم/ مریض، خواب، بی حوصله، وقتی کسی میاد خونمون باید تا آخرین لحظه که خونمون هستن تمام و کمال در اختیارشون باشیم! ولی پدر مارس میگه اگه خسته ای برو بخواب، یا لازم نیست حالا اگه خوشت نمیاد یا معذبی بیای بیرون از اتاق!

و همین رفتار کاملا متضاد بابای من و پدر مارس، باعث تفاوت بین من و مارس هم شده! مارس برای همین زیاد از مهمانی های ما خوشش نمیاد چون راحت نیس و تا آخر باید بشینه، اونم برای مارسی که عادت داره زود بخوابه...

اینم یکی از همون مسایلی بود که اوایل من باهاش توی ذهنم درگیر بودم. خب مساله یکی دوبار نبود و ما باید مخصوصا توی این دوره همش مهمانی بریم و اگه هربار قرار بود مارس اونقدر اذیت شه و من ناخودآگاه فکر کنم زشته اگه مثل من رفتار نکنه اذیتم میکرد.

برای این موضوع نتونستیم کاری کنیم! من فقط تونستم از حساسیتم کم کنم و بذارم هرطور راحته رفتار کنه و  اون کمی بیشتر همراهی کنه! و درنهایت وقتی رفتیم خونه ی خودمون و اختیار مهمانی ها و رفت و آمدهامون دست خودمون اومد دیگه راحت بتونیم یه جوری برنامه بچینیم که هردو اکی باشیم...



+ date جمعه 14 خرداد 1395time 15:03 by eskey | نظرات (7)